کتاب هنر سیر و سفر

نویسنده:آلن دوباتن

مترجم:گلی امامی

نشر:نیلوفر

تعداد صفحات:286

0.0 / 5

420,000 ﷼ 420,000 ﷼ 420000.0 IRR

420,000 ﷼

    این ترکیب وجود ندارد.

    افزودن به سبد اکنون خرید کنید

    اکنون خرید کنین


    «عواطف ناشی از دیدن مکان‌هایی که برای تعریف‌شان واژگانی واحد وجود داشته باشد، اندک است: ما برای تشریح کمرنگ شدن نور در غروبی پاییزی یا در برخورد با برکه آرامی در فضایی باز، باید کلی کلمات عجیب و غریب به هم ببافیم.

    لیکن در اوایل قرن هیجدهم واژه‌ای اهمیت یافت که می‌شد به وسیله‌ی آن در برابر کوه‌های سر به فلک کشیده، یخبندان‌های عظیم، آسمان شب و صحراهای بایر،  واکنش خاصی را بیان کرد. به احتمال قوی اگر در حضور این مناظر احساسی متعالی تجربه می‌کردیم، می‌توانستیم آن را با این واژه بیان کنیم و بدانیم که بعدها هم درک می‌شویم. اصل واژه برمی‌گردد به رساله‌ای با عنوان «در باب متعالی بودن» منسوب به نویسنده‌ی یونانی لانگینوس در 200 سال بعد از میلاد، هرچند تا سال 1712 انجامید تا ترجمه مجدد این رساله به انگلیسی علاقه جدی منتقدان را به آن جلب کند. با وجود این‌که نویسندگان در تحلیل دقیق‌شان از واژه اختلاف نظر داشتند، برداشت کلی‌شان شگفت‌انگیزتر بود. آن‌ها مجموعه‌ای از مناظر تاکنون به هم نامرتبط را در مجموعه‌ای گرد آوردند، که وجوه اشتراک‌شان حجم ، تهی بودن یا مخاطره‌آمیز بودن‌شان بود، و بحث کردند که این قبیل مکان‌ها احساسی قابل تشخیص برمی‌انگیزند که در آن واحد هم لذت‌بخش و هم اخلاقا خوب است. ارزش این مناظر دیگر تنها با وجوه زیبایی‌شناختی آن‌ها (هماهنگی رنگ‌ها و تناسب خطوط)، و یا برحسب کاربرد اقتصادی‌شان ارزیابی نمی‌شد، بلکه بر حسب قدرت‌شان در برانگیختن تعالی ذهنی بود.

    جوزف اَدیسون، در مقاله «در باب لذات تخیل» از سکونی روح‌افزا و شگفتی نوشت که در برابر تصور دیدن فضاهای باز روستایی، صحرایی گسترده و دست نخورده، سلسله کوه‌ها، صخره‌های سر به فلک کشیده، تنگه‌های عمیق و دریاهای بی‌انتها احساس کرده بود. هیلدبِراند جیکوب در مقاله‌ای با عنوان «ذهن چگونه با تعالی متوسع می‌شود»، فهرستی از مکان‌هایی عرضه کرد که می‌توانستند این حس بی‌بدیل را بر بیانگیزند: اقیانوس‌ها، چه آرام و چه توفانی، غروب آفتاب، تنگه‌های عمیق، غارها و کوه‌های سوییس.

    سیاحان برای تحقیق به راه افتادند. در سال 1739 توماس گری، شاعر، عازم سفری پیاده به کوه‌های آلپ شد، نخستین اقدام، از بسیاری تلاش‌های خودآگاهانه برای کشف متعالی، و چنین گزارش کرد: در سفر کوتاه‌مان به گراند شارتروز، به یاد ندارم ده قدم رفته باشم بی‌آن‌که بی‌اختیار اظهار شگفتی‌ای از دهانم خارج نشده باشد. هیچ پرتگاه، جریان خروشان رود، یا صخره‌ای وجود ندارد که آبستن حسی از تغزل و باور به عظمت خداوند نباشد.»