کتاب من ملاله هستم / ملاله یوسف زی / کوله پشتی


0.0 / 5

480,000 ﷼ 480,000 ﷼ 480000.0 IRR

480,000 ﷼

    این ترکیب وجود ندارد.

    افزودن به سبد اکنون خرید کنید

    اکنون خرید کنین

     

    هنگامی که من به دنیا آمدم، مردم روستا برای مادرم اظهار تاسف کرده و به پدرم نیز تبریک نگفتند.

    من در سپیده‌دم در حالی که آخرین ستاره چشمک می‌زد متولد شدم. ما پشتون‌ها این نشانه را بسیار خوش‌یمن می‌دانیم. پدرم برای مخارج بیمارستان یا مامای خانگی پول نداشت بنابراین یکی از همسایه‌ها به ما کمک کرد.   

    نخستین فرزند پدر و مادرم مرده به دنیا آمده بود اما من درحالی‌که فریاد می‌کشیدم و لگد می‌زدم بیرون آمدم. من دختر سرزمینی هستم که تفنگ‌ها را برای جشن تولد یک پسر آتش می‌کنند درحالی‌که دختران پشت پرده‌ای 

    پنهان می‌شوند و تنها نقش آنان تهیه‌ی غذا و مراقبت از فرزندان است.
      
    fرای اغلب پشتون‌ها روز تولد یک دختر بسیار غم‌انگیز است. پسرعموی پدرم، جهان شیرخان یوسفزی، یکی از کسانی بود که تولد مرا تبریک گفت و حتی مبلغ قابل‌توجهی به پدر هدیه داد. او شجره‌نامه‌ی بزرگ خاندان ما را به 

    همراه خود آورده بود؛ دلوخیل یوسفزی، جد پدری من, تنها شاخه‌ی مردان خاندان را نشان می‌داد. ضیالدین پدرم، شبیه به هیچ‌یک از مردان پشتون نیست. او شجره‌نامه را گرفته و یک خط مانند آب نبات چوبی از کنار نام خود 

    ترسیم کرد و در انتهای آن نوشت: «ملاله».

    پسرعموی او درحالی‌که شگفت‌زده شده بود خندید. اما پدر به او توجهی نکرد. پدر می‌گوید هنگامی که پس از تولدم در چشمانم نگاه می‌کرده، شیفته‌ی من شده است.

    آن‌گاه به مردم می‌گفت:

    من می‌دانم این دختر با بچه‌های دیگر فرق دارد.

    او حتی از دوستان و آشنایان خواست که میوه‌های خشم، شیرینی و سکه در گهواره‌ی من بیاندازند، کاری که ما تنها برای پسرها انجام می‌دهیم.

    نام من از ملالی میوند، شیرزن افغانستان، گرفته شد. پشتون‌ها قبایلی هستند میان پاکستان و افغانستان تقسیم شده‌اند. ما قرن‌هاست با قانونی به نام پشتونوالی زندگی می‌کنیم که ما را وادار می‌کند با همه مهمانان 

    خوش‌رفتاری کنیم و مهم‌ترین ارزش در این قانون ناموس است. 


    هیچ محصول مرتبطی وجود ندارد.