سبد خرید من موارد 0

کتاب نسیمی که بر ستاره ای وزید/ جونگ میونگ لی/ نون


0.0 / 5

420,000 ﷼ 420,000 ﷼ 420000.0 IRR

420,000 ﷼

    این ترکیب وجود ندارد.

    افزودن به سبد اکنون خرید کنید

    اکنون خرید کنین

    سوگی یاما، با چشم هایی نیمه بسته، پا به درون فصل تازه گذاشت. پاییز بوی نور خورشید و عطر تند برگ های فروریخته را داشت. آسمان کوچک و چهارگوش بالای سر زندان مانند تکه پارچه ای آبی رنگ بود که دیوارهای بلندی که تیغ های تیز از آن جوانه زده بودند قابش گرفته بودند. نور بعدازظهر، گرفتار در سیم خاردار، مانند پولک های ماهی در تور برق می زد. زندانیان همچنان از راه می رسیدند؛ تعداد زیادی رفته بودند، برخی لخت و بی حال، سایرین پوشیده در زیراندازی حصیری. چشم های زندانیان جان به در برده سرد شد، بازتابی از فصل.

    سوگی یاما به سوی هیرانوما رفت که به درخت سپیداری تکیه داده بود. «چه چیزی در شعر وجود دارد که روشنفکری مانند تو را به زندان کشانند؟»

    هیرانوما بی آنکه پاسخ بدهد، به آسمان چشم دوخت. پس از مدتی طولانی، گفت: «شعر معبدی از واژهاست.»

    معبد؟ بی معنی بود. معبد جای جان های ناب و مقدس بود، مکانی که گناهکاران درخواست بخشش می کردند، ستمدیدگان آرامش می گرفتند و مردم برای زندگی ابدی دعا می کردند. پس آیا شعر روح را آرام می کرد و اجازه می داد رویای ابدیت ببینی؟ خیال پردازانه می نمود. این روزها، چه کسی به خیال پردازی باور دارد؟


    هیچ محصول مرتبطی وجود ندارد.