کتاب جنگجوی عشق

نویسنده:گلنن دویل ملتن

مترجم:سمانه پرهیزکاری

نشر:میلکان

تعداد صفحات:234

0.0 / 5

590,000 ﷼ 590,000 ﷼ 590000.0 IRR

590,000 ﷼

    این ترکیب وجود ندارد.

    افزودن به سبد اکنون خرید کنید

    اکنون خرید کنین


    «جنگجوی عشق» اثر گِلَنِن دویل مِلتِن (-۱۹۷۶)، اثری شگفت‌انگیز و تحسین‌شده درباره زندگی یک زن است. زنی که می‌جنگد تا عشق و زندگی مشترک خود را دوباره زنده کند. به مردش اعتماد کند و به زندگی بازگردد؛ زندگی یک زن با تمام پرسش‌هایی که درباره ازدواج، خانواده و زندگی برایش پیش می‌آید. پرسش‌هایی که شاید قدرت این را دارند که انسان را تسلیم شرایط کنند یا او را وادارند تنها آرزو کند جان سالم به‌در برد، اما این داستان ما را برآن می‌دارد که فراتر بیاندیشیم و چون ققنوسی با عشق و امیدی تازه و قدرتی دوچندان بازگردیم و از نو ساخته‌شویم و بسازیم، با ایمان به این که تنها سیراب‌کننده، عشق است، اگر پیوند یگانه بین ذهن و روح و راه محافظت از آن را چون جنگجوی عشق دریابیم. گلنن دویل ملتن داستان زندگی‌اش را آن‌قدر جسورانه و واقعی نوشته که خواننده ناخواسته در حفره‌های عمیقِ زندگیِ او گیر می‌کند و از جایی به بعد حس می‌کند که شاید این حفره عمیق، حفره زندگیِ خودش هم بوده... و یا هست. روبه‌روشدن با واقعیت‌هایی انکارنشدنی که همه‌مان سعی در انکارشان داریم، اتفاقی‌ است که با خواندن جنگجوی عشق برایمان می‌افتد. ما چقدر واقعی بوده‌ایم؟ چه مقدار از ما خودِ ماست و چه مقدار سایه‌هایمان؟ دویل ملتن چیزهای زیادی را برای‌ مان تداعی می‌کند؛ خشم‌های درونمان ـ خشم‌های سرکوب‌شده‌ای که در وجودمان گیر کرده، تلاش‌های نابه‌جا و احمقانه برای دوست‌داشتنی‌بودن، عقده‌های درمان‌نشده، ترس‌های بی‌انکارِ انکارشده، دشمنی با جهان، دشمنی با خودمان و بالاخره... از خدا برایمان می‌گوید، از خدا و ایمانی که راه عشق را هموار می‌کند. بریده‌ای از کتاب: پدرم دست من را توی دست کریگ می‌گذارد. الان زمانی‌ست که دست من نباید در دست کس دیگری جز او باشد. ما وقت زیادی نداریم. کریگ دست من را می‌گیرد و ناگهان روبه‌روی یکدیگر قرار می‌گیریم. این رودررویی آن‌قدر آنّی و سریع اتفاق می‌افتد که من نگاهم را از کریگ می‌گیرم و به‌سمت کشیش می‌چرخم، اگرچه می‌دانم برای این کار خیلی زود است. کریگ نگاهم می‌کند و کمی بعد، او هم نگاهش را از من می‌دزدد. من از گوشهٔ چشم به صورتش نگاه می‌کنم و از این که چقدر جوان به نظر می‌رسد ـ درست مثل بچه‌ای که لباسِ رسمیِ پدرش را پوشیده ـ