کتاب عاشقانه های کلاسیک - دشمن عزیز / افق

نویسنده: جین وبستر

مترجم: ثمین نبی پور

نشر: افق

تعداد صفحات: 528

930,000 ریال 930,000 ریال 930000.0 IRR

930,000 ریال

این ترکیب وجود ندارد.

افزودن به سبد اکنون خرید کنید



به اشتراک گذاری محصول

اکنون خرید کنین

شرایط و ضوابط
تضمین 30 روزه بازگشت پول
ارسال: 2-3 روز کاری

عزیزترینم جودی:

باید ببینی که صد دلار تو و بتسی کیندرد با اتاق غذاخوری چه کردند.

رؤیای خیره‌کننده‌ای از رنگ زرد را می‌بینی. چون اتاق شمالی است، فکر کرد باید روشن‌ترش کند و همین کار را هم کرد. دیوارها نخودی رنگ شدند و در حاشیه‌ی بالا تصویر چند بچه خرگوش در حال جست و خیز دیده می‌شود.

بتسی و پنج یتیم زورمند، اتاق غذاخوری را تزئین می‌کنند.

تمام میز و نیمکت‌های چوبی به رنگ شاد زرد درآمدند. به‌جای رومیزی که نمی‌توانستیم بخریم، از نوارهای کتان استفاده کردیم که رویشان طرح خرگوش دارد. گلدان‌ها هم زرد شده و با گل‌های بیدمشک پر شده‌اند. اما دنبال گل‌های آلاله و پامچال و قاصدک می‌گردم که پرشان کنم. وای ظرف‌های جدیدمان گل‌های نسترن زرد و سفید دارند. شاید هم رز باشند. توی این خانه هیچ گیاه‌شناسی وجود ندارد و جالب‌تر از همه این که دستمال سفره هم داریم. چیزی که توی عمرمان ندیده بودیم. بچه‌ها فکر می‌کنند که این‌ها دستمال کاغذی هستند و با آن بینی خود را تمیز می‌کنند.

به افتخار افتتاح اتاق جدید، برای دسر کیک و بستنی خوردیم. دیدن این بچه‌ها خوشایندترین چیز است، اما به شرطی که غمگین و بی‌حال نباشند. قرار است به هرکسی که سرزنده‌تر است، جایزه بدهم. به هرکسی جز سدی کیت. با کارد و چنگالش روی میز ضرب گرفته بود و آواز می‌خواند: «به سالن طلایی خوش آمدید.»

متن بالای سردر اتاق غذاخوری را که یادت هست؟ «خدا روزی دهنده است.» ما رنگش کردیم و رویش خرگوش کشیدیم. یاد دادن چنین چیزی به بچه‌ها معمولی و نرمال آسان است. بچه‌هایی که خانواده‌ی درست و حسابی دارند و بالای سرشان سقف است. اما بچه‌ای که تنها پناهگاهش نیمکت پارک‌هاست، به آموزش سفت و سخت‌تری نیاز دارد.