کتاب رمان های جاویدان 24 - بی خانمان / افق

نویسنده: هکتور مالو

مترجم: حبیب یوسف زاده

نشر: افق

تعداد صفحات: 544

950,000 ریال 950,000 ریال 950000.0 IRR

950,000 ریال

این ترکیب وجود ندارد.

افزودن به سبد اکنون خرید کنید



به اشتراک گذاری محصول

اکنون خرید کنین

شرایط و ضوابط
تضمین 30 روزه بازگشت پول
ارسال: 2-3 روز کاری

من بچه ای سر راهی بودم. ولی تا هشت سالگی خیال می کردم مثل بچه های دیگر مادر دارم. هروقت گریه می کردم، خانمی محکم مرا در آغوش می گرفت و آن قدر نوازشم می کرد تا ساکت شوم. هیچ وقت بدون بوسه ی او به رختخواب نمی رفتم. زمستان ها وقتی برف و کولاک به پنجره می کوبید، برایم آواز می خواند و پاهایم را با دست هایش گرم می کرد. هنوز آوازهایش را به یاد دارم. موقع چراندن گاومان اگر هوا توفانی می شد، در یک چشم به هم زدن خودش را به من می رساند و سر و دوشم را با دامن پشمی اش می پوشاند تا خیس نشوم.

هروقت با یکی از بچه های ده دعوایم می شد، ازم می خواست ماجرا را برایش تعریف کنم. اگر مقصر بودم، با مهربانی قانعم می کرد و اگر حق با من بود، همراهی ام می کرد. به خاطر همه ی این ها و خیلی چیز های دیگر، به خاطر طرز حرف زدن، نگاهش و سرزنش های لطیفش، باورم شده بود که مادر من است.